این وب سایت به دلیل عدم تمدید حساب کاربری مسدود شده است.

ساخت سایت با سایت ساز سی می پلاس

مطالب وبلاگ

کار یا فکر کردن؟

دسته بندی نشده شنبه، ۶ مرداد ۱۳۹۷

تنها چیزی که بین ما اهمیت ندارد و ناشناخته است فعلِ فکر کردن است.

اصلاً این فکر کردن جایی ثبت نمی‌شود. واحد اندازه‌گیری ندارد.

مثلاً من به مدیرم بگویم  ۲ کیلو فکر کردم‌ آیا به من پول بیشتری می‌دهد؟

جالب اینکه نتایج و خروجی‌های فکر کردن هم ارج و قربی ندارند.

همین وبلاگ‌نویسی و  تولید محتوا را در نظر بگیرید که یکی از ذهنی‌ترین کارهاست. می‌دانیم که دستمزد نویسندگان و تولیدکنندگان محتوا چقدر کم است. این نشان می‌دهد ما به محصول فکری ارزشی قائل نیستیم.

 من سایتی را راه اندازی می‌کنم و به زور و زحمت و “هزاران” ساعت کار فکری برای آن برنامه بازاریابی طراحی می‌کنم و محتوا می‌نویسم و در نتایج گوگل بالا می‌آورم حال از دید دیگران چکار کردم؟ انگار کاری خاصی نکردم.

همکارم بر می‌گردد می‌گوید اینها که چند تا تریک و حقه هست.

به جای آن کوه کنده بودم الان رکود گینس در حفاری زمین را کسب کرده بودم.

چرا؟

چون بین ما کار یعنی کار فیزیکی.

یعنی اینکه از اینجا بدوی تا آنجا. یعنی اینکه سرت شلوغ باشد . یعنی از ۷ صبح تا ۸ شب خیابان را بالا پایین کنی. عرق بریزی. دعوا کنی. یقه بگیری. کتک بزنی کتک بخوری.

ولی اگر گوشه‌ای ساکت بشینی و یک مقاله و کتاب بخوانی هیچ کاری نکردی.

چرا؟

چون بین ما کار کردن یعنی تغییر مکان. مگر می‌شود تکان نخوری و از نقطه A به نقطه B نروی و کار کرد باشی؟

مگر کتاب خواندن و نوشتن و استراتژی ریختن و تحلیل کردن کار است؟

خودت را مسخره کردی؟

من به تو پول می‌دهم که کار کنی

نه اینکه بشینی برای من فکر کنی. پاشو پاشو آن مدارک را بیاور تا من امضا کنم.

وای به این ممکلت و آدم‌هایش که تنها چیزی که بین آن‌ها ارزش ندارد فکر کردن و تحلیل کردن است.

ده دقیقه فکر کردن ممکن است ما را یک سال جلو بیاندازد.

ولی یک سال مثل کارگر کار کردن، مثل کارگر ساختمانی کار کردن به اندازه یکسال پیشرفت می‌دهد.

این قانون ساعت کار که ما داریم مال انقلاب صنعتی بوده.

زمانی که انسان‌ها مثل ماشین باید سه شیفت به کارخانه می‌رفتند تا خط تولید از کار نیافتد.

مال زمانی بوده که اصلاً فکر کردن جایگاهی نداشته. هر چه بوده زور بازو بوده و قدرت بستن پیچ دستگاه

وای به فرهنگی  که فکر کردن در آن رسمیت ندارد. فکر کردن برای خود مدخلی ندارد. تعریف نشده است.

وای به فضایی که در آن عرق ریختن و وراجی کردن و جلسه گذاشتن ارج و مقام دارد ولی فکر کردن و گوشه نشینی نه.


ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
کد امنیتی

مشاهده دیدگاه های بیشتر